رحلت حضرت رسول اکرم(ص)وشهادت امام حسن 

مجتبی(ع) و امام رضا(ع) بر همه شیعیان و 

محبان آن بزرگواران تسلیت باد

+ نوشته شده توسط موسوی در جمعه ششم دی 1392 و ساعت 22:37 |

حضرت زهرا (س)

 ان السعید، کل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موته


همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.

 (مجمع‌ الزوائد علامه‌ هیثمى‌ ، ج‌ 9 ، ص‌ 132)

+ نوشته شده توسط موسوی در چهارشنبه سی ام دی 1388 و ساعت 23:8 |

الهی و مولای من دوباره بنده فراریت با دلی غرق خوف و رجا در شب جمعه با حالی سرشار از شوق و حیا  و نالان از جو و جفا با دست بسته، قلبي شكسته و آهي خسته....  به در خانه تو آمده است ...من از قديميا شنيدم كه تو بدا را هم مي خري اينك اين گوي و اين ميدان ...امشب مرا براي خودت بخر، آخه مگویند که مال بد روی دست صاحبش می ماند و من روی دستت مانده ام..... اي مهربان يار و اي بهترين غمخوار... اگر تو مرا نخري هيچ پناهي ندارم و يقين دارم امشب مرا مي خري....

+ نوشته شده توسط موسوی در جمعه بیست و پنجم دی 1388 و ساعت 16:11 |

امر به معروف و نهي از منكر

با توجه به فلسفه خلقت انسان كه طبق بيان قرآن كريم عبوديت و بندگي است و از طرفي وجه تمايز انسان با ساير موجودات به ناطق و عاقل بودن انسان و حركت او به سوي كمال مي باشد، اهميت و جايگاه اين دو فريضه الهي، يعني امر به معروف و نهي از منكر بيشتر تبيين و روشن مي گردد. از آنجايي‌كه انسان غافل است و به دليل عارض شدن نسيان بسياري از مواردي كه مفيد براي اوست فراموش مي‌كند بنابراين امر به معروف و نهي از منكر جزء ضرورياتي است كه در جهت نيل به كمال براي هر انساني ضرورت پيدا مي كند. به اين جهت است كه حضرت امام محمد باقر(ع) مي فرمايد: «ان الامر بالمعروف و النهي عن المنكر فريضه عظيم بها تقام الفرائض ...» ‌(1) يعني امر به معروف و نهي از منكر واجب عظيم و بزرگي است كه پابرجايي ساير واجبات به آن بستگي دارد. از تعبير "بها تقام الفرائض" چنين استفاده مي شود كه امر به معروف و نهي از منكر از لوازم حكومت اسلامي به شمار مي رود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط موسوی در جمعه بیست و پنجم دی 1388 و ساعت 13:29 |

رمضان ماه ضیافت الله و میهمانی خداست. رمضان ماه نزول قرآن است و قرائت قرآن  

و ختم کردن آن در این ماه نسبت به ماههای دیگر از ثواب بسیار بالایی برخوردار است.

پس ای گروه مومنان فاقرئو ما تیسر من القران زیرا قرآن مایه شفا و هدایت و رحمت برای مومنین است.قرآن شفای آنجه در سینه هاست می باشد. شفا لما فی الصدور است.دردهایی که در سینه و دل انسان است همان آلودگیهای روحی و معنوی است که باعث بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی و اخلاقی می شود.

بیشتر افراد ناهنجار با قرآن بیگانه اند. مولا علی (ع) در خطبه 176 نهج البلاغه می فرمایند : از قرآن برای بیماریهای خود شفا بطلبید و آنرا برای حل مشکلاتتان استعانت بجوئید زیرا قرآن شفای بزرگترین دردهاست که آن درد کفر و نفاق و گمراهی است. رمضان ماه قرآن الفجر است و قرائت قرآن در هنگام سحر و فجر به عنوان یک شاهد در روز قیامت حاضر می شود و شفاعت می طلبد .ان قرآن الفجر کان مشهودا. رمضان ماه ذکر و تسبیح خداست.

رمضان ماهی است که سحر آن با تسبیح و شامگاه آن و شبهای آن با تسبیح خداوند همراه است. پس ای گروه مومنان تسبحوه بکره و اصیلا . رمضان ماهی است که شب پربرکت قدر در آن واقع شده است . رمضان ماه شب زنده داریهای عاشقان الله است.

رمضان ماه نمازهای تهجد و نوافل است. پس ای گروه مومنان بشتابید به سوی نمازهای تهجد که اوج عشق عارفان است و عمل کنیم به آیه : ومن الیل فتهجد به نافله لک. رمضان تنها ماهی است که شیطان در آن در غل و زنجیر است رمضان ماه توبه و انابت از گناهان است. رمضان ماه غفران الهی و آمرزش و رحمت است .پس ای گروه مومنان استغفروالله ان الله غفور رحیم. رمضان ماه مهربانی و مهر ورزی و ماه دستگیری و کمک به مستمندان و نیازمندان است.

پس بیائیم در این ماه به کمک هموطنان محروم خود بشتابیم و حد اقل کمکهایی را برای همسایگان مستضعف خود در نظر بگیریم. رمضان ماه راز و نیازهای عاشقانه و مناجات با خداست. لذا تک تک ما از خدا بخواهیم : و قل رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و اجعل لی من لدنک سلطنا نصیرا باشد که ان شاالله در پرتو الطاف حق و انجام عمل صالح مقامی پسندیده نزد خدا بدست آوریم و مصداق عسی ان یبعثک ربک مقاما محمودا باشیم و به رضوان الهی برسیم که آن خود فیضی بزرگ است

+ نوشته شده توسط موسوی در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 و ساعت 6:16 |

مداحي و غنا

 

يكي ازآفات مداحي ،غناي كاذب است كه بسيار سراغ يك مداح اهل بيت مي آيد .وبه علت پيدا كردن اين حالت ،استفاده واستماع او از منبر وديگر ذاكرين اهل بيت (ع) كم مي شود.وخيلي اوقات باعث اين مي شود كه انسان فكر كند ديگر به نقطه ي اوج رسيده است ولي با توجه به حالت بزرگان دين و اشارات مقام معظم رهبري در مورد مداحي اهل بيت (ع) اين درس گرفتن وپيشرفت داشتن وكامل تر

شدن حد ندارد وهر چه تلاش بيشتري داشته باشيم نتيجه بهتري بدست خواهيم آورد

علت غناي كاذب ،بعضي اوقات تقرب است بدين معني كه وقتي اذن خواندن وحصور به ما داده شد ديگر براي ما توهّم ايجاد شود كه ما به جايي كه مي خواستيم رسيديم وديگر از محضر اساتيد وبزرگترها استفاده لازم را نبريم .راه مبتلا نشدن به اين آفت اين است كه همواره بزرگان كه در اين راه بوده اند وهستند را الگو قرار داده وببينيم كه هنوز آنها هم در راه تكامل مقام نوكري اهل بيت  تلاش  دارن

+ نوشته شده توسط موسوی در شنبه دهم مرداد 1388 و ساعت 1:8 |

 

شهادت حضرت زهرا وايام فاطميه راخدمت حضرت

وليصر(عج) وشما شيعيان تسليت عرض ميكنم

 

فاطميه اعظم تاريخهاست         

                                                  فاطميه موسم    پرماجراست

 

فاطميه روزجنگ مردوزن        

                                                  كس به نامردان نگفت زن را مزن

 

فاطميه سينمای كوچه ايست    

                                              مثل ومانندش دراين غمخانه نيست

+ نوشته شده توسط موسوی در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:36 |

در دهه فاطمیه ، ایام شهادت دخت مکرم نبی اسلام ، قرار داریم . طاهره ای  که  سراسر زندگی اش سرشار از آموزه های والای انسانی واخلاقی است . از هر سمت وسو که مورد توجه قرار گیرد، معرفت آموز است وسرمشق دهنده  است .

فاطمه (س) را باید به تنهایی ومطلق ومجزا از وابستگی های ارزشمندش ، تنها  به عنوان یک انسان در نظر گرفت تا پی به علو درجاتش برد وبی هیچ اغراق افسانه ای ، ارزش های آسمانی اش را درعین آنکه بر زمین خدا ودر میان خلق خدا راه می رفت وزندگی می کرد،به بررسی نشست . دختر رسول گرامی اسلام بودن ویا افتخار همسری ابر مردی چون علی را داشتن ویا مادر سلسله نورانی امامت بودن و...، اینها همه به تنهایی هر کدامشان فضیلتی گرانسنگ وبی همتاست ، اما باز در حق فاطمه ، ره انصاف ننموده ایم اگر تنها به اعتبار همین گونه فضایل قومی ونسبی اش به او بپردازیم وشخصیت وی  را با همین نگاه به قضاوت در آییم . نه ، فاطمه زهرا (س) ، خود به تنهایی باید نگریسته شود تا به گفته زیبای دکتر شریعتی _ «دانسته شود که فاطمه ، فاطمه است » . فاطمه را پاره تن رسول خدا دانستن نیز نگاهی دیگر ، که هر دو نگاه ونگرش نیز منبعث ومأخذ از تعاریف خود رسول خدا (ص) است . که هرزگاهی به تناسب مقام وموقعیت های پیش آمده ، کلامی وعبارتی را در باب مقام گرامی حضرت زهراء (س) به سلک سخن در می آورند .

                      

آری فاطمه ، منسوب به پیامبر است . عزیز وپاره تن رسول خدا است ، اما او به تنهایی نیز کرامتی والاتر از اینها را دارد . او خود مادر پدر خویش است . مادر همان شخصیت بزرگواری که دخترش را پاره وجود خود وقوت قلب خود می داند وبه راستی این زن  مطهره را چه صفات وخصلت های ممتاز ی مگر بوده است که چنین قابل ستایش والهام می تواند باشد ؟ از طریق  پدر وهمسر وفرزند ، به فاطمه نزدیک شدن ، یک نگاه است  واز طریق خودش واز مسیر خصوصیات فردی خودش  به او تقرب جستن ، نگاهی دیگر واما درس آموزتر وبه تحصیل شناخت حقیقی وتحقیقی از مقام ومرتبه فاطمه نزدیک تر ودقیق تر .

 

داستان حضرت فاطمه (س) ، داستان تاریخی ومنحصر به فرد یک انسان پای بند به ارزشهای والای ایمانی وانسانی است که تا سر حد جان وتوان مقید ومتعهد به مبانی فکری ودینی خود بوده است . داستان او شرح دلپذیر عواطف بلند آسمانی وروایت رویای ایمان وایثار واعتقاد انسانی است . داستان شنیدنی پارسایی وعفت وکرامت یک زن پیراسته واراسته به آرایش روحی ومعنوی است .  حکایت یک بانوی وظیفه شناس ویک همسر. ستونی است که کنار او آرامشگاه مرد زندگی است . قصه او شرح قناعت ها وبسندگی های دنیایی ودل بستن به زیور های حقیقی تر وماندنی تر است . فاطمه (س) سمبل یک بانوی ارزشمند والگو به لحاظ حضور ، مثبت وتأثیر گذار در محیط خانه ودر محیط جامعه است .

 

فاطمه (س) را باید اینگونه شناخت . از طریق خودش ودر خودش ، فاطمه را با فاطمه و در فاطمه باید به معرفت نشست . هر چند که باز هم باید گفت

« ما عرف حق معرفتک » 

 

 

 

+ نوشته شده توسط موسوی در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:31 |

الهی  و مولای من دوباره بنده فراریت با دلی غرق خوف و رجا در شب جمعه با حالی سرشار از شوق و حیا  و نالان از جو و جفا با دست بسته، قلبي شكسته و آهي خسته....  به در خانه تو آمده است ...من از قديميا شنيدم كه تو بدا را هم مي خري اينك اين گوي و اين ميدان ...امشب مرا براي خودت بخر، آخه مگویند که مال بد روی دست صاحبش می ماند و من روی دستت مانده ام..... اي مهربان يار و اي بهترين غمخوار... اگر تو مرا نخري هيچ پناهي ندارم و يقين دارم امشب مرا مي خري....

+ نوشته شده توسط موسوی در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:37 |

پرهيز از غلو و دروغ در روضه ها

 

آداب و آفات عزاداري در گفتاري از حجت الاسلام قرائتي

از نظر قرآن عزاداري ريشه هايي دارد. اول روضه خوان خود خداست. سوره اي در قرآن هست به نام سوره بروج که مي فرمايد:" قتل اصحاب الاخدود و هم علي ما يقملون بالمومنين شهود و ما تقموا منهم الا ان يومنوا بالله العزيز الحميد" سوره بروج مي گويد: مرگ بر اصحاب اخدود. اصحاب اخدود چه کساني هستند؟ يک گودالي کندند، مومنين را ريختند توي گودال سوزاندند و اينها بالاي گودال به تماشا نشستند و قرآن مي فرمايد: اينها فقط به جرم اينکه مومن بودند سوخته شدند و قرآن روضه سوخته شدن اين مظلومين مومن را مي خواند. پس اولين روضه خوان قرآن است.

سفارش پيامبر به عزاداري

عزاداري خيلي مهم است. در جنگ احد حضرت برگشت ديد همه خانه ها عزاداري مي کنند. فرمود چرا براي عمويم روضه نگذاشته ايد"و اما الحمزه فلا بواکي له" چرا براي عمويم حمزه کسي روضه نمي خواند. يعني پيامبر(ص) انتقاد کرد پس چرا روضه نمي خوانيد."فليک الباکون" گريه، بايد گريه کنيم. چطور ما دستمان از امام زمان(عج) دور شده، پيامبر (ص) يک پسر داشت به نام ابراهيم. از دنيا رفت کلي گريه کرد، گريه براي مظلوم، گريه براي شهيد، عزاداري اينها مورد توجه است. بنا بر اين اين مساله عزاداري خيلي مهم است. سيره ائمه ما چي بوده در مورد عزاداري من سيره ائمه را هم امروز يادداشت کرده ام برايتان بگويم. امام صادق(ع) مي گويد که يا ابا عمار شخصي وارد شد و گفت که شنيده ام تو براي امام حسين(ع) شعر مي گويي و شعرهاي خوبي هم مي گويي. گفت بله. خواند. امام صادق(ع) گريه کرد هي گريه کرد و هي امام زمان اشکش را اضافه کرد تا فرياد امام صادق بلند شد و صداي امام صادق به کوچه رسيد"حتي سمعت البکاء من الدار" از بيرون از خانه هم صداي گريه مي آمد.چون من مي خواهم از بعضي از منبرها و مداح ها انتقاد کنم. اول خوبي هايشان را بگويم که ناراحت نشوند. فرمود تو که با شعرت يک نفر را - هر که با شعرش 50 نفر را بگرياند اهل بهشت است. فرمود هر که 30 نفر را بگرياند اهل بهشت است. 20 نفر را- فله الجنه" اهل بهشت است."10 نفر را" اهل بهشت اسيت. حتي يکي را - بهشت است. تنها روضه بخواند و خودش گريه کند اهل بهشت است. گريه نکند"تباکي" کند باز هم اهل بهشت است. حديث از بحار ج 44 ص 282 به نقل از امالي صدوق مجلس 25-29.

عزاداري به شيوه اهل بيت(ع)

ما گاهي وقتها فکر مي کنيم هر چه بيشتر غلو بکنيم امام حسين(ع) راضي تر است. امير المومنين(ع) فرمود: "اللهم اني بري من الغلات" خدايا شاهد باش من از اينهايي که چاپلوسند ناراحتم از دستشان. غلو نکنيم بي خودي کسي را بالا نبريم. هر چيزي اندازه دارد. امام حسين(ع) امام سوم است. امام دوازدهم که نيست. بعد از امام حسين(ع) 9 تا امام داريم ببينيم آنها چطور عزاداري کردند. ما هم اين رقمي عزاداري کنيم. عزاداري هاي ما بعضي هايشان گناه است. خيلي بايد مواظب باشيم. اگر هر ده سالي يک دروغ به روضه ببندند 1400 سال مي شود 140 تا دروغ. اگر هر 10 سال يک دروغ به روضه کربلا ببندند 140 دروغ به کربلا بسته مي شود. بايد انسان داد بزند. بابا اين طور نيست.

وقتي مي خواهند روضه بخوانند از مقام معظم رهبري ياد بگيرند. ايشان با بيانش فرود آقايان از روي لهوف روضه بخونيد(از روي جلا العيون مثلا بخوانيد. ايشان اسم لهوف آورد)

ارزش اشک

اجازه بدهيد من يک مقدار راجع به عزاداري بگويم. گريه خيلي ثواب دارد، گريه براي گناهان، گريه براي مظلومين، به خصوص گريه براي امام حسين(ع) که فرمود:" جمود العين من الشقاء" اگر کسي اشک ندارد معلوم مي شود شقاوت دارد، يا مي فرمايد:"ما جفت الدموع الا لقسوه القلوب و ما قسوه القلوب الا لکثره الذنوب" گناه باعث مي شود که انسان سنگدل بشود. سنگدل که شد ديگر اشکش در نمي آيد. حديث داريم:"اعوذ بک من عين لا تدمع" پناه مي برم به تو از چشمي که اشک ندارد."اشکوا من عين جامده" خدايا به تو شکايت مي کنم چرا چشمم اشک ندارد به خصوص اشک براي امام حسين(ع) اين اصل اشک درست و اشک نداشتن دليل بر سنگدلي و لقمه حرام و گناه است. به خصوص راجع به اشک براي امام حسين(ع) در بحار، ج 44، چهل و شش حديث داريم که اينجا فقط اشاره مي کنم. تقريباً بسياري از انبياء روضه امام حسين(ع) را از خدا شنيدند که حسيني خواهد آمد با لب تشنه کنار نهر آب. خود خدا روضه امام حسين(ع) را براي انبيا خوانده. پيغمبر(ص) هم خوانده است.

دوري از دروغ در ذکر مصيبتها

بعضي از روضه ها و شعرها دروغ است. همينطور مي گويند امام حسين(ع) گفت. ابوالفضل(ع) گفت. والله بالله نگفت. يکي از علما ديروز مي گفت من توي کوچه مي ايستم. گفتم چرا؟ گفت از بس که دروغ مي گويند و شک مي کنم. رفتن پاي مجلس دروغ نشستن حرام است.

ما فکر مي کنيم که بايد بگريانيم ولو به هر قيمتي باشد.

نه خير قرآن يک آيه دارد مي گويد: مي داني که دروغ مي بندد."انما يفتري" فقط کساني به خدا و پيغمبر دروغ مي بندند که:"لا يومنون انما يفتري الکذب الذين لا يومنون" کسي که ايمان ندارد دروغ مي بندد.

حرف اول اين است که بايد توي منبرها حرف سست زده نشود. شهيد مطهري بحثي دارد درباره آفات عزاداري، تحريفات عاشورا اسمش تحريفهاي عاشوراست که مي گويد هيچ تاريخي مثل کربلا روشن نيست و هيچ تاريخي هم مثل کربلا اينقدر دروغ به آن بسته نشده است. ديروز يکي از شعرا تقريباً رئيس شعراي تهران مي گفت: گاهي وقتها يک کسي دروغ مي گويد اين دروغ را مي نويسد ياد مي گيرد وقتي توي جلسه اي مي رود و مي گويد دروغ او را مي گويد يک چيزي هم از خودش روي آن مي گذارد. همين طور يک وقت مي بيني هر کسي يک شاخ و برگي...

 

+ نوشته شده توسط موسوی در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 و ساعت 1:55 |